اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعجل فرَجهم
اندیشه های شهید مطهری

مروري بر انديشه هاي اقتصادي شهيد مطهري در آثار شهيد مطهري مطالب ارزشمندي در مورد مباني و اصول اقتصادي اسلام مطرح شده است. اولين نكته مطرح شده در اين حوزه، روشن شدن مفهوم كلمه اقتصاد اسلامي است. ايشان در تعريف كلمه اقتصاد اسلامي دسته¬بندي هاي مختلف انجام داده و عنوان مي¬كنند كه ممكن است منظور از اقتصاد در تركيب اقتصاد اسلامي مجموعه¬اي از احكام و مقررات شرعي درباره موضوعات مالي و پولي باشد، يا ممكن است منظور از اقتصاد اسلامي تحليل يك سلسله اهداف و بايدها و نبايدهاي شرعي بر علم اقتصاد كلاسيك باشد، و يا حتي احتمال دارد مقصود ميانه¬روي در امور مالي طبق ضوابط اسلامي باشد.
مروری بر اندیشه های اقتصادی شهید مطهری

1- مبانی و اصول اقتصاد اسلامی

در آثار شهید مطهری مطالب ارزشمندی در مورد مبانی و اصول اقتصادی اسلام مطرح شده است. اولین نکته مطرح شده در این حوزه، روشن شدن مفهوم کلمه اقتصاد اسلامی است. ایشان در تعریف کلمه اقتصاد اسلامی دسته¬بندی های مختلف انجام داده و عنوان می¬کنند که ممکن است منظور از اقتصاد در ترکیب اقتصاد اسلامی مجموعه¬ای از احکام و مقررات شرعی درباره موضوعات مالی و پولی باشد، یا ممکن است منظور از اقتصاد اسلامی تحلیل یک سلسله اهداف و بایدها و نبایدهای شرعی بر علم اقتصاد کلاسیک باشد، و یا حتی احتمال دارد مقصود میانه¬روی در امور مالی طبق ضوابط اسلامی باشد. (مطهری، مرتضی، 1368)

در تعریف علم اقتصاد، با وجود همه اختلافات، تا حدی نوعی اجماع وجود دارد که علم اقتصاد مطالعه اموری است که بر اساس آن، جوامع انسانی تصمیم می¬گیرند با استفاده از منابع محدود، به تامین نیازهای مختلف کمیاب خود بپردازند. (منکیو، گریگوری، 1383) آنچه که شهید مطهری و بسیاری دیگر از اندیشمندان تحت عنوان اقتصاد اسلامی آورده‌اند، معمولاً مخلوطی از یک سلسله قواعد مالی اسلامی با ظواهر و کلیاتی از علم اقتصاد است و نمی¬توان آن¬را معادل علم اقتصاد دانست. اندیشه¬های اقتصادی ایشان را می¬توان تحت عناوینی مانند پرتوهای حقوقی از اوضاع مالی اسلام یا نهادهای اجتماعی از امور مادی در اسلام جای داد.

شهید مطهری به وجود مکتب اقتصادی در اسلام معتقد است و زمانی که عبارت اقتصاد اسلامی را به کار می¬برند، منظور ایشان نظام اقتصادی اسلام است. شهید مطهری قلمرو علم اقتصاد را امور اثباتی و بررسی هست¬ها می-داند، در حالی که مکتب یا نظام عهده¬دار بایدها است و مباحث آن دستوری و ارزشی است. بسیاری از اندیشمندان دیگر نیز به اقتصاد اسلامی به معنای نظام اعتقاد دارند (برای مثال رجوع کنید به اندیشه‌های محمدباقر صدر در کتاب اقتصادنا) و در کلام شهید مطهری نیز گرچه با واژه علم به کار گرفته شده، اما همان¬طور که خود تصریح کرده‌اند، مقصود مکتب اقتصادی است که اگر اطلاق علم هم بر آن شده، منظور دانش تجربی نیست. (مطهری، مرتضی، 1368)

شهید مطهری پس از طرح قالب کلی اقتصاد اسلامی به صورت یک نظام، مبانی و اهداف آن را نیز به نحوی مطرح کرده‌اند و سپس به نوعی مقایسه بین پایه¬های نظام اقتصادی اسلام و دیگر مکاتب اقتصادی (به ویژه سرمایه¬داری و سوسیالیسم) پرداخته‌اند. ایشان با رد نظام سرمایه¬داری و پرهیز از ‌اندیشه¬ی سوسیالیستی کوشیده‌اند تا راه سومی میان فقه سنتی و سوسیالیسم مدرن بجویند. (همان)

ایشان در قالب بحث پیوندهای اسلام و اقتصاد به دو پیوند مستقیم و غیر مستقیم اشاره می¬کنند. پیوند مستقیم، نوعی ارتباط عادی و کارشناسانه را نشان می¬دهد، اما پیوند غیرمستقیم ارتباطات اخلاقی و ارزشی را مورد توجه قرار می¬دهد.

مطابق با دیدگاه¬های اقتصادی شهید مطهری، یکی از تفاوت¬های نظام اقتصادی اسلام و دیگر مکاتب اقتصادی در آن است که نظام اقتصادی اسلام هم به فرد و هم به جامعه اصالت داده است و حاکمیت فرد و جامعه از دیدگاه اسلام به معنای حاکمیت احکام شرعی است. ایشان تصریح می¬کنند که نظام اقتصادی اسلام با احترام به فرد و هم¬چنین اصیل شمردن اجتماع و امت، ضمن محترم شمردن مالکیت خصوصی در کنار آن، مالکیت دولتی و عمومی را نیز تجویز می¬نماید. در نظام سرمایه¬داری حاکمیت مصرف¬کننده وجود دارد و مطابق جمله معروف آدام اسمیت هرگاه هر کسی، منافع خودش را حداکثر کند، منافع جامعه هم تامین خواهد شد و بر همین اساس مالکیت خصوصی، آزادی اقتصادی و دخالت حداقل دولت تجویز می¬شود؛ و در نظام سوسیالیستی، اصالت به جمع داده می¬شود که پیامد آن دخالت گسترده دولت در اقتصاد است. در اندیشه¬های ایشان اجتماع فقط مجموع افراد نیست بلکه اجتماع بیش از مجموع افراد است.

در مورد تئوری ارزش اضافی نیروی کار که توسط سوسیالیستها مطرح شده، ایشان از تئوری ارزش کار مارکس، مالکیت بر ابزار تولید را به طور کلی نفی می¬کنند و تنها مالکیت حاصل از کار را قانونی می¬دانند؛ درباره مالکیت ثروت به وسیله نیروی کار در یک موسسه تولیدی نیز سود سرمایه¬دار را همان ارزش افزوده اضافی نیروی کار می¬دانند اما عنوان می¬کنند که این امر منتهی به استثمار می¬شود. شهید مطهری برخلاف تئوری مارکس یعنی تساوی ارزش و کار، بر این اعتقاد است که اگر کارگر را با مقیاس اثر کار وی بسنجیم، آنوقت می¬توانیم ادعا کنیم که قیمت واقعی مزد کارگر باید به تناسب اضافه تولید افزایش یابد و حق طبیعت زنده بر طبیعت مرده باید محفوظ بماند. (مطهری، مرتضی، 1390)

در مکاتب مختلف، دیدگاه¬های گوناگونی پیرامون آزادی اقتصادی وجود دارد. مکاتب لیبرالیستی به لحاظ توجه به منافع افراد، حداکثر آزادی را برای فرد در نظر می¬گیرند اما دیدگاه مارکسیستی با توجه به اصالت جمع، آزادی افراد را بسیار محدود می¬داند. در اقتصاد اسلامی با توجه به مسئولیت هر فرد در قبال خداوند، خودش، سایر انسانها و نیز طبیعت که همه در عبادت حفظ انسانیت خلاصه می¬شود، فعالیت¬های اقتصادی انسان نیز با قیدهایی محدود می¬شود. برخی از این قیود را به طور کلی، شرع تعیین کرده است و برخی در اختیار دولت است، تا هنگام ضرورت در جهت تامین مصالح مسلمانان، برخی از آزادی¬های انسان را محدود سازد. (مطهری، مرتضی، 1387)

در نظام¬های اقتصادی مبنای سیاست¬گذاری¬ها و برنامه¬ریزی¬ها بر پایه حداکثر کردن مطلوبیت تمایلات مردم است. ولی اسلام، مطلوبیت و تمایلات افراد را برای مشروع شمردن کار و سیاست¬گذاری¬ها کافی نمی¬¬داند، بلکه مطابقت با مصلحت را شرط لازم مشروعیت فعالیت¬ها می¬شمرد. به همین سبب منبع مشروع درآمد را صرف تمایلات مردم نمی¬داند، بلکه افزون بر مطلوبیت، مطابقت با مصلحت را نیز شرط می¬داند. در سایر مکاتب اقتصادی، رقابت صرفاً در جهت افزایش سود است اما در نظام اقتصادی اسلام، رقابت سالم در فعالیت¬های اقتصادی یک اصل ذکر شده است که با توجه به مسئولیت هر فرد تعریف شده است.

شهید مطهری در موارد متعددی بر مسئله تعاون بین مسلمانان تاکید کرده است؛ این در حالی است که مکاتب مادی معتقدند، اگر تعاونی هم بین انسان¬ها صورت گیرد، با هدف نفع پرستی و برای رسیدن به هدف مشترک و در جهت تنازع بقا است.


2- اهداف نظام اقتصادی

در آثار شهید مطهری می¬توان اهداف فراوانی را برای نظام اقتصادی تعریف کرد که در این جا به بررسی مهم-ترین آنها می¬پردازیم:

تربیت مردم: هدف اصلی پیامبران قرب الهی است یا برقراری عدالت. بنابراین یکی از اهداف نظام اسلامی تربیت و فراهم ساختن زمینه رشد و تعالی اخلاقی مردم در جهت رسیدن به قرب الهی است.

• برقراری امنیت: در تمام نظام های اقتصادی، امنیت شرط اساسی ایجاد رشد و توسعه است، اما آنچه در سایر نظام¬ها به عنوان امنیت ذکر می¬شود، امنیت سرمایه¬گذاری است، در حالی¬که در نظام اقتصادی اسلام امنیت کامل مطرح است.

استقلال اقتصادی: مطالعه تاریخ نشان می¬دهد که کشورهای استعمارگر به طور عمده با استفاده از همین ابزار توانسته‌اند به مقاصد سیاسی، فرهنگی خود در کشورهای دیگر دست یابند. استاد مطهری نیز درباره این هدف می¬نویسد: «اسلام می¬خواهد که غیرمسلمان بر مسلمان، تسلط و نفوذ نداشته باشد. هر ملتی که از لحاظ اقتصاد دستش به طرف ملت دیگر دراز باشد، اسیر و برده اوست و اعتباری به تعارف¬های دیپلماسی معمولی نیست. اقتصاد مستقل یکی از شرایط حیات ملی است. »

رشد اقتصادی: یکی از اهداف همه¬ی نظامهای اقتصادی، تحقق رشد و توسعه¬ی اقتصادی به معنای افزایش تولید ناخالص ملی است. در نظام اقتصادی اسلام افزون بر این که تامین رفاه عمومی و زدودن فقر از سطح جامعه، از اهداف نظام است، رسیدن به اقتدار و استقلال اقتصادی نیز مستلزم داشتن اقتصادی شکوفا و در حال رشد است.

عدالت اجتماعی- اقتصادی: یکی دیگر از اهداف مهم اقتصاد اسلامی، برقراری عدالت فراگیر در همه¬ی ابعاد آن و از جمله عدالت اقتصادی است. شهید مطهری یک نظرگاه عدالت¬جویانه در مسائل اقتصادی داشتند، یعنی به بی¬عدالتی¬های موجود در نظام کاپیتالیستی معترض بودند و با مبانی و توصیه¬های مارکسیستی- سوسیالیستی در شیوه ایجاد عدالت موافق نبودند. رویکرد وی در تحلیل مسائل اقتصادی مکاتب، مبتنی بر فقه بود. به همین سبب شهید مطهری یک از کاستی¬های روش فقها را فقدان بحث عدالت اجتماعی در فقه مدرن می داند. وی عدالت اجتماعی را امری درونزا می¬بیند که پایه در اصل اسلام دارد.

 

3- ضرورت اجتهاد در اقتصاد اسلامی

یکی از نکات اساسی، به ویژه درباره¬ی مسائل اقتصادی و در قالب بحث اجتهاد، تشخیص موضوعاتی است که باید درباره¬ی آن¬ها از عنصر اجتهاد استفاده کرد. گاهی موضوعات به گونه¬ای هستند که جدید به نظر نمی¬آیند، اما با تامل بیشتر می¬توان کشف کرد که آن¬ها ماهیتاً موضوعات جدیدی هستند. به عنوان مثال روابط کار و کارگر با سرمایه¬دار در نظام فعلی سرمایه¬داری با آن روابط ساده صدر اسلام تفاوت دارد، لذا بحث جدیدی بوده و نیازمند به اجتهاد است.

 

4- اندیشه¬های استاد مطهری در عصر حاضر

با وجود اینکه بحث¬های اقتصادی شهید مطهری جنبه ابتدایی داشت و شهادت ایشان مانع تکمیل آن شد، ایشان توانستند زمینه¬هایی برای ورود به موضوع اقتصاد اسلامی فراهم کنند. شهید مطهری از منتقدین صریح چپ¬گرایی در ‌اندیشه اسلامی بود. با این وجود از اولین روحانیون شیعه محسوب می¬شد که به مطالعه و ارزیابی آثار هگل و مارکس پرداخت و به عنوان نمونه پاسخی متفاوت در تاریخ فقه به این پرسش داد که ارزش از آن سرمایه است یا کار.

امروزه از منظر اقتصاد سیاسی، دولت ایران در 30 سال گذشته روز به روز بزرگتر شده و وظایف بیشتری را به دوش کشیده است. در دهه سوم حیات جمهوری اسلامی و در دورانی که جهان از دولت¬سالاری پرهیز می¬کند، گرایش به گسترش دولت غیر قابل قبول است. اگر به‌ اندیشه¬های اقتصادی شهید مطهری توجه شود، حتی همین افکار اقتصادی نامنسجم، می¬تواند راه¬گشا باشد.

 

منابع

1- مطهری، مرتضی، 1368، نظری به نظام اقتصادی اسلام، مرکز نشر آثار شهید مطهری، تهران، چاپ اول

2- مطهری، مرتضی، 1390، اسلام و اقتصاد، مرکز نشر آثار شهید مطهری، بیروت، چاپ عربی

3- مطهری، مرتضی، 1387، آزادی معنوی، مرکز نشر آثار شهید مطهری، تهران، چاپ چهلم


دسته: اقتصاد مقاومتي - انديشه شهيد مطهري

شنبه جهاردهم 4 1393 | 2:53 بعد از ظهر |

لوگوي دوستان

pix pix pix pix pix pix pix pix pix pix pix pix

شبکه اجتماعی جیک

Jeek Social NetWork

جديدترين مطالب

X